تبليغاتX
مهرآوه
 

خواهش روييدن
و تمناي مرگ
در جدالي نابرابر.
مددي كن
مرا،
اي بهار من !

نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

    دوست بداريد ليكن عشق را به زنجير بدل نكنيد.

                                   (جبران خليل جبران)

  

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

به خدا من فقط یک نفرم.

نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 3:53 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |

 

درست زمانی که انتظارش  را نداری می آید.

نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

ديروزبا يك دسته گل آمده بود به ديدنم ‚با يك نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها آرزوشو داشتم و از من دريغ مي كرد گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده ولي من فقط نگاهش كردم وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط مهرآوه | |
 

      هر روز که  می گذره به عقل خودم و به کارهای تو بیشتر شک می کنم. چندی پیش دوباره به همون جایی رفتم که روزگاری خیلی دوستش داشتم. اما این بار با کوله باری حرف رفتم و خالی تر از همیشه برگشتم . زمان چاره من و توست . نمی دونم افسوس بخورم یا غبطه به  آن دوران را . تنها سوالی که هنوز برای جواب دادن آن با خود کلنجار می روم این است " آیا واقعا ارزش داشت؟ " . دیگر حتی از اینکه دنبال جواب هایم بگردم نیز خسته شده ام. دیگر نمی خواهم بدانم کی برنده شد و کی بازنده ؟؟!! هر چه بود و هر هست تمام است.

 

نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir