تبليغاتX
مهرآوه
 

 

ـ در کنار یادت  ارام خفته ام و این ارامش را به دنیایی عوض نمی کنم. برای اولین بار ثانیه ها تو ی لحظه های  خوش دیر می گذره.

ـ ـ هر طرف را نگاه می کنم هر بار  چشمم به تو می افتد کاش تمام خانه ها ۱۲ متر بود.

ـ ـ ـ  با اینکه تو کارها تکراری می دانی اما بدان هر لحظه آن برایم تازگی بار اول دارد .

ـ ـ ـ ـ  سکوتم از بی کلامی نیست. نمی دانم از کجا بگویم ... نگاهم و اشک هایم جواب تو...

ـ ـ ـ ـ ـ حتی دلهره و دلواپسی هایش را هم دوست می دارم و به جان می خرم ...

ـ ـ ـ ـ ـ ـ  بدان توی لحظه لحظه این روزها زندگی می کنم  و خاطره بازی می کنم .

نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

بزودی از تو بیزار خواهم شد

        زیرا تو آن مردی

               که شاید براستی

                            دوستت بدارم

                                                                                                  غاده السمان

نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

امروز حکم آزادی من را  زدند و  راحت شدم ولی نمی دانم چرا دلم غصه ناک شد. دلم برای اون همه خنده و گریه تنگ می شه . شاید طولانی شدن این دوره باعث  شد  که حتی به بدی های اون هم دل ببندیم و دلمون تنگ بشه ولی  در هر صورت تمام شد و  البته هنوز به عمق فاجعه نرسیدم ولی از الان دلم تنگ شده برای تک تک شون حتی اونهایی که با هاشون بحث می کردم ( ویز ویز ویز و صورتی و  ....). برای اون

نقاشی های دزدکی از استادا 

 زمان های استراحت ( که خودش یک دنیا بود)

حرف های ممنوعه تو کلاس

مسخره کردن ( البته نیت لذت بردن بود نه چیز دیگر )

شیرن عسل درآوردن ( خود شیرینی {همستر و دیگران} )

صبحانه ( مثل جنگ زده ها بودیم)

برای اون پیامک های سرنوشت ساز  

شیطونی های بی وقفه  ( البته به زعم دشمنان  بی تربیتی وشرارت )  

لحظه ها ی  مترو

و برای لحظه های اعلام نمره ( بهتره هیچی نگم )

و ....

هر چه بود تمام شد و کلی خاطره برای من و بقیه گذاشت ... به امید سال های خوب اینده البته در کنار دوستان اسمانی

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

 

هم پای تو به ساز این دنیا می رقصم . تا به حال رقاص خوبی بوده ام ؟

نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 4:52 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

فقط هیس !!!

 

نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

 

آرام  آرام درون همدیگر شکل می گیریم. بدون اینکه متوجه تغییرات باشیم. اخر کدام از ما  شکل دیگری می شود ؟ هر چه باشد من خواهان یکی شدن هستم  تو چی ؟؟!

نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir