تبليغاتX
مهرآوه
 
 
 من پرواز می کنم و بلاخره زمان ان فرا رسید.... سلام پرواز....سلام محیط تازه ....ادم های جدید ...کارهای نو ...و شاید هم خداحافظ به ....
 
 
نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط مهرآوه | |
 
 
ـ انگار زمان مرگ او هم نزدیک شده است.می دانستم ِاما چرا الان؟ من باید چه کنم ؟  
نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط مهرآوه | |
 

فقط مرغان دریایی هستند که از طوفان نمی هراسند حتی وقتی در میان دریاها جهت خود را گم می کنند و و جایی را برای نشستن نمی یابند. انقدر بال می زنند که یا طوفان فرونشیند و زمینی پیدا کنند برای فرود امدن یا در همان اوج می میرند . ان که به میان موج می افتد مرغ دریایی نیست. مرغ دریایی در اوج می میرد و اخرین توان خود را صرف اوج گرفتن می کند تا سقوط را نبیند .

 

نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط مهرآوه | |
 

ـ نه عشق نوشتنی است و نه عدالت خوانندنی ـ شاید بزرگترین اشتباه من  سکوت من است ـ

نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط مهرآوه | |
 

 جاده تنها فرصتی است که می تونی به اخر برهنگی رویاهات بری. وه چه لذت عمیقی ...

نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط مهرآوه | |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir